تغییرات و تحولات عرصه های مختلف اجتماع
از یونس محمدی پور
تحول و تکامل و تغییر در جوامع یک سیر جبری هست این مبحث در جامعه شناسی علوم اجتماعی با وسعت بسیار مطرح گردیده و آثار و نظرات بسیاری از نخبگان و نویسنده گان به جا گذاشته . از جمله نظریه سیر تکامل جوامع بشری کارل مارکس که بواسطه انقلابات کارگری و انقلاب صنعتی یکی از معروف ترین انهاست .
انچه دراینجا در پی آن هستم بیان تغییرات جبری بواسطه رشد و آگاهی عمومی است . به کرات جوامع در مسیر حیات خود تجربه تغییر و تحول بر حسب نیازها و خواسته های مردمش را داشته اند. اگر چه برای برخی از کشورها این تحولات و تغییرات ناشی از تقلید و تاثیر پذیری از سایر ملل و کشور ها باشد . بطور مثال بخش یزرگ تغییرات و تحولات در کشور مان و برخی از کشور های منطقه متاثر از تحولات و تاثیر گذاری تمدن غربی بوده است .کشور های امریکای لاتین از آمریکای شمالی ، ترکیه و ایران از اروپا ووو.همچنین مراودات سیاسی و تجاری یکی از اثر گزارترین انها بوده تا این مراوات ، فرهنگ و گفتمان جدیدی در جامعه ثانی بوجود آورد. اما شکل این تاثیر گذاری برای جوامع یکسان نیست .بطور مثال اگر چه ایران بعد ِ انقلاب یکی از وارد کننده گان کالاهای چینی بوده است و ارتباط خود را با غرب محدود کرده اما فرهنگ و تمدن چینی آن اثر گذاری لازم را نداشته است .
در این ادوار تاریخی با امدن نسل های جدید و نیازهای نو، و از طرفی از بین رفتن نسل قبلی – بواسطه مرگ یا کهولت سن – جامعه کشوری وارد مرحله جدید می شود . این ورود با زور و انقلابی صورت نمی گیرد بلکه یک جبر بین نسلی هست ونه جبر تاریخی بمفهوم رایج .این تغییرو تحولات نسلی ، در ادوار تاریخ متفاوت و شدت و حدت کم و زیاد دارد. بطور مثال اگر چه تحولات از قاجاریه در ایران زیاد بوده اما در دوره پهلوی اوج می گیرد.بخش بزرگ این تحولات متاثر از غرب بوده که همه ساختارهای قدیمی و سنتی کشورمان را دگرگون نمود ، کشور مان از این دوره دیگ جوشانی شد که با همه تغییرو تحولات تاریخ پیشین خود به دلیل ورود به دنیای مدرنیسم متفاوت با گذشته خود گشت.عرصه های مختلف علمی ،فرهنگی ، تجاری و سایر عرصه ها ؛ تحت تاثیر رشد و تحولات غربی و جهان مدرن قرارگرفت .رشد قشر بازاری و بورژوازی و تجارت رقابتی شکل جدیدی از بازار و اقتصاد را برای کشورهای منطقه رقم زد.تجارت آزاد ، رشد فرهنگ و تغییر باورهای اجتماعی وفکری همه مشمول ارتباطات و ابزارهای تبادلی آن شدند . خودروها و هواپیماها وسایل ارتباطی ای شدند تا کالاهای فرهنگی زودتر به مخاطبینش برسد ، تلفن و روزنامه و نشریات کالاهای جدید فرهنگی ای شدند تا شدیدترین تاثیرات خود بر جامعه را بگذارند.این درحالی بود که هنوز از دنیای اینترنت و دیجیتال خبری نبود . همه کشورهای منطقه مجبور بودند دراین تغییرات پی مدرنیسم را به جان خود بمالند.عرصه های مختلف اجتماعی واقتصادی و باورهای مردم همه دستخوش تغییرات شد . این رشد سریع و تغییرات باور وفکری منجر بدان شد تا دولت ها هم بی تاثیر از این تغییرات نباشند و بلکه نظام وحاکمیتی رابر سر کار بیاورند که پاسخ گوی نیاز جامعه باشد به همین منظور جوامع ملتهب ، آبستن رویدادها ، انقلابات و شورش ها گردید .وقتی عرصه عمومی و روشنفکری جامعه رشد می کند و فعال می شود نظام ها تحت تاثیر و فشار عرصه روشنفکر جامعه قرار می گیرند.
. از سمتی اقتصاد و تجارت و عرصه های متفاوت دنیای مدرنیسم بحدی قوی هستند که اگر کشوری همراهی با آنرا نداشته باشد شکننده باشد. در دل التهاب تحولات و تغییرات بود که مجلس شورای ملی به توپ بسته شد.نهضت های سیاسی مختلف ابراز وجود می کردند.اما درعین حال نظام ها همیشه به سکوت و سکون می اندیشند تا در یک جامعه آرام بتوانند هم قدرت و منزلت حاکمان را حفظ کنند هم امنیت جامعه را.
اکنون به مبحث دیگری که در متن منظور بوده وارد می شوم و ان اینکه جامعه و نسل ها نیازهای متفاوت دارند اما این نیازها و تغییر طلبی ها ، نارضایتی ها و گفتمان های جدید ؛ بستری از عرصه متفاوت را منجر خواهد شد.اگر چه موتور این تغییرات در دوره معاصر پر قدرت تر بوده است اما تحولات نتیجه عاملی بالقوه در متن جامعه است.این پتانسیل بوجود امده در عرصه های مختلف اجتماعی و فکری ، تغییرات روبنایی را می آفرینند.بنابر این هر تغییری نیازمند یک موتور محرکه هست .
بخش عظیم تحولات در دنیای امروز را رسانه ها و ابزارهای ارتباط جمعی بعهده گرفته است .فضا های مجازی نیز نقش بسزایی در ایجاد تحولات فکری و فرهنگی و متعاقب آن تحول در سایر عرصه ها را منجر خواهد شد. اطلاعات و اگاهی ها در جامعه ، ذهن های استاتیک را به چالش می گیرد و همه را در گیر ومتوجه قبول تغییر می کند، جامعه در این رد و بدل های اطلاعاتی نیازمندی ها وخواسته های جدید پیدا می کند. اما همه سازنده گان این اطلاعات بخش روشنفکری جامعه هستند که تولید کننده فکر و باور و تولید گفتمان انتقادی می کنند.عوام و دامنه فراوانی آن در جامعه ، متاثر از اطلاعات و اگاهی روشنفکران قرار می گیرند و بلاخره همان حرف هایی را که روشنفکران و ناقدان 10 سال قبل یا 5 سال قبل می زدند امروز مردم عادی و عوام خواهند زد.انرژی متصاعد از تبادل اطلاعات سرانجام به پتانسیلی برای تغییر ات سیاسی خواهد انجامید.اما ظرفیت های بومی متفاوت کشورها شرایط مختلف بحران های سیاسی و یا انقلابات را فراهم میاورد.تغییرات و تحولات زود هنگام که از خصیصه های دوره جدید است ، عرصه را برای تفکر سنتی تنگ می کند
شرایط تجارت آزاد جهانی فضای را برای کشور های با اقتصاد تنگ گرا محدود تر می کند.دیگراین باور قدیمی خواهد بود که فکر کنیم تفکری میرکانتلیسمی می تواند از تجارتی بسته موفق باشد. دیگر اقتصاد دولتی و قدرت مندان خصوصی نیز می دانند که رشد یک کشور منتهی به صادارت ووضع مالیات واردات نیست بلکه تجارت در دنیای امروز بسیار پیچیده تر است. نظام های سیاسی دنیای سرمایه داری متناسب سیستمهای اقتصادی انان شکل گرفته است . مطالب و مطالعه کتاب " دگرگونی ساختاری حوزه عمومی " از یورگن هابر ماس به قشنگی می آموزد که سر تحولات جوامع غربی نشان می دهد که " حوزه عمومی " چگونه تحت تاثیر مسائل مختلف از جمله اقتصاد و تجارت آزاد بوده است و نیز چگونه عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی جایگاه جدید در میان طبقات و نسل ها پیدا می کنند /