به کجا می رویم (قسمت اول )
تحولات اجتماعی ، فرهنگی بخصوص تغییرات در باورهای مردم ، آینده ای نامشخص از فرهنگ ، باور و شرایط اعتقادی ، فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی پیش روی ما قرار داده است .
این شرایط برای کشوری مثل کشورما ، که از شرایط خاص در منطقه بر خورداریم بیشتر قابل مشاهده است. تردیدی نیست که در دنیای مدرن امروزی برای باورهای یکدستی ، با شرایط جدید از تکنو لوژی و دنیای که تبادل اطلاعات در آن محدود و قابل کنترل نیست ، غیر ممکن می نماید.
با پذیرش اینکه تغییرات جبری و سریع در عرصه های مختلف خصوصاً فرهنگی و اعتقادی رخ می نماید ، آیا می توان آینده ای واضح و قابل پیش بینی را برای جامعه تجسم کرد؟در چنین وضعیتی که هیچیک ازصاحب نظران و مدعیان کنترل و اداره جامعه ، اگر نتوانند آینده ای روشن وواضح را در باورها و فرهنگ مردم پیش بینی نمایند بواقع خود نیز دراین بحران گرفتار آمده اند.
تغییرات در باورها و اعتقادات مانند گذشته ها نیست که دهه ها و قرن ها ، اعتقادات مردم علی رغم همه دشواری ها وسختی ها و شرایطی سختی که برای شهروندان وجود داشت ، ثابت و پایدار بود . روند تغییر باورها بسیار سریع تر از آنچه که می پنداریم رخ می دهد. دوران ما دوران صفویه و قاجاریه نیست .
سرگذشت و سرنوشت کشور های که در آنان انقلاب بوقوع پیوسته ، از جمله ابر قدرت شوروی مملو از موارد یاد گرفتنی است نه تنها کشور های با نظام های اقتدار گرا بلکه سرگذشت و تاریخ خود ِ کشور ما نیز درس های زیادی برای یاد گرفتن دارد . منتهی فرق است با کسی که سرگذشت دوره قاجار یا صفویه را فرض از کتاب مرحوم زرین کوب مطالعه می کند با فردی که از مطالعه تاریخ به دنبال یاد گیری و یافتن دلیل عقب ماندگی است .هیچ کشور انقلابی ای نتوانسته بدون پشتوانه قوی اقتصادی ، بدون مردمی پر تلاش و دلداده پیشرفت و تفاهم و یکرنگی ،آینده ای درخشان داشته باشد.اسلام که توانست تا اندلس به جلو رود بر خوردار از روح تسامح و فرهنگی عدالت محور بود و از زمانی که دوران انحطاط اسلام مطرح شد بواقع دوران تسامح و تعامل به پایان رسیده بود و تعصب های قومی و حکومت های استبدادی از درون آنرا پاره پاره می کردند.عظمت اقتدار و علت پیشرفت اسلام و همچنین انحطاط آن بخوبی در کتاب " کارنامه اسلام " نوشته ادیب و نویسنده بزرگ مرحوم زرین کوب آورده شده است .
استقلال و استمرار خواسته های یک کشور و ملت در گرو بنیه قوی از اقتصاد و تولید و خود کفائی است اما وقتی بر اثر فشار و تحریم و یا جنگ ، بنیه و توان مردم و کشور به ته کشیده شد براحتی ، کشور و جامعه در معرض آسیب های فراوانی خواهد بود که از سوی دشمنان مورد تهدید قرار می گیرند. سرگذشت کشوری مانند ژاپن پر است از درس هایی که بایستی فرا گرفت .کشوری که در حین نابودی و شکست به تجدید قوا از روش های خاص خود پرداخت . حکومت استبدادی آن جایگاهش را به روش های دموکراتیک تعویض نمود و روش های مدیریتی شینتوئی آن امروز در دانشگاه ها و مراکز مدیریتی کشورهای جهان تدریس می گردد. کدام کشوراست که بدون داشتن اقتصادی قوی و پیشرو، حرفی در جهان برای گفتن داشته باشد .امروز کشور یمن که این همه زیر بمباردمان کشورهای متحد عربی از جمله عربستان است چرا کشور های بین الملل از آن کشور فقیر و مظلوم حمایت نمی کنند؟آیا غیر از این است که یکی از دلایل آن فقیر بودن یمن و نداشتن جایگاهی در جهان است ؟
برچسب: رویم,
نویسنده: آرشان رفیعی