خرید بک لینک

تو خواب دیدم که اگر گفتمان متکثر از یک موضوع داشته باشیم فرقی نمی کند در ده باشیم یا در یک جامعه کشوری ، می توانیم حرف وخواسته مان را به کرسی بنشانیم . در ده وقتی یک نفر با خواسته و گفتمانی تبدیل به دو نفرو چند نفر شود شورای محلی را می تواند وادار به رعایت خواسته های خود کند و در شهر و بلاخره در کشور هم همینگونه . اما این یک خواب بود ولی در دنیای بیداری نیز تثبیت و شکل گیری یک حرکت اصلاحی در جامعه ، یا رویکردی به روشی اصلاحی در هر حوزه ای ، از کانال نقد و نقادی در حوزه عمومی (مردمی ) می گذرد.کم پیش آمده که دولتمردان بخواهند روشی اصلاحی و بهبود وضعیتی که به نفع عموم باشد را در پیش بگیرند مگر اینکه دولتمردان متوجه شده باشند که به خواست عموم مردم پاسخ مثبت می دهند.

اتفاق نظر بر سر مورد یا مسئله ای توسط مردم جامعه ، تبدیل به گفتمان جاری بین مردمی می شود و مردم را برای دست یابی بدان خواسته اتفاق نظر و هم رای می سازد. این توافق عمومی می تواند گونه های متفاوت باز خورد از طرف مردم داشته باشد یعنی یا به عنوان گفتمان اعتراضی و نقادی در جامعه جا باز می کند و یا اعتراضات تند را بهمراه خواهد داشت . به همین گونه نهاد حاکمیت نیز در مقابل این گفتمان حوزه عمومی یا پاسخ اصلاح گرایانه خواهد داشت یا به سرکوب خواسته ها تن می دهد . در این صورت خواسته های مدنی و اصلاح گرایانه مردم که سرکوب می شود مجددا بواسطه دلایل مختلف زمانی ، بعنوان یک نیاز جوانه می زند و در دوره دیگر سر بر می آورد. بعبارتی سرکوب خواسته های مردمی تنها در یک مقطع زمانی و تاریخ جامعه رخ می نماید اما عوامل مختلف اجتماعی و بین نسلی کمک خواهد کرد تا آن خواسته ها بار دیگر و در زمان دیگر محقق شود.این تحقق بدان دلیل هست که بلاخره دولتمردان متوجه خواهند بود که حاکمیت چیزی نیست جز نظام و قوانینی که مشروعیتشان را از مردم ( یا خواسته اکثریت ) می گیرد و بعبارتی بدون ملت دولتی و حاکمیتی وجود نخواهد داشت .

فعالیت حوزه  انتقادی عمومی

حوزه انتقادی جوامع شکل متفاوت دارند، بااینحال ، تنها حوزه انتقادی که به گفتمان غالب تبدیل می گردد و به خواست عمومی بدل می شود موفق تر خواهد بود. اما برای تبدیل شدن نقد در گفتمان حوزه عمومی و مردمی نیازمند تولید آن توسط اندیشمندان ،روشنفکران و نخبگان هست مگر مواردی اصلاحی که نیازمند اندیشه و تفکر نباشد .برای بسیاری از کشور ها ی دموکراتیک که دارای احزاب فعال و آزاد هستند باز تولید گفتمان در این حوزه های حزبی و انجمن ها شکل می گیرد و سپس می تواند وارد حوزه عمومی جامعه شود و یا رابطه مستقیم مردم – احزاب کمک می کند تا گفتمان مشترکی فی ما بین شکل گیرد تا سپس این گفتمان یا خواسته به نهاد های مدیریتی جامعه انتقال یابد .اما در جوامع ای که فعالیت احزاب سیاسی و انجمن ها ممکن و آزاد نیست گفتمان های حوزه انتقادی براحتی نمی توانند به تغییرات اصلاحی در جامعه توسط قانون گزاران و دولتمردان منجر شود بلکه بایستی این گفتمان های انتقادی مستقیماً و بدون واسطه به حاکمیت انتقال یابد و چون این کار یعنی انتقال مستقیم خواسته به حاکم مقدور نیست به طور منطقی تبدیل به تنش های سیاسی بین مردم و حاکمیت می گردد.

بااین حال در برخی از جوامع شالوده سیاسی و اجتماعی برای تشکیل نهادهای اجتماعی فعال کم رنگ هست .اما لازمه عرصه عمومی بازتولید گفتمان اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی هست اما این مهم مقدور نمی گردد مگر در سایه اندیشه و تفکر و بکار گیری روش های دموکراتیک خرد ورزی و جمع گرا و بکار گیری فعالانه حوزه های فرهنگی و اجتماعی ، که متاسفانه به دلا یل مختلف و بلکه فراوان از جمله فقر اقتصادی عمومی ، در جامعه ما تشکیل انجمن های فعال حوزه اجتماعی مقدور نگردیده .و چون حوزه انتقادی عموم نتواند از اندیشه ورزی و فرهنگ غنی بهره مند گردد بطور مشخص نقد ها در حد انتقاد و بدون ارائه روش اصلاحی باقی می مانند و به ساده ترین و بلکه پایین ترین خواسته های مدنی نزول می کنند.

برچسب: نویسنده: آرشان رفیعی تاريخ: چهارشنبه 14 مرداد 1405 ساعت: 13:15

صفحه بندی